مدرسه علمیه فاطمه الزهراء(س) تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فضیلت خوش اخلاقی

21 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
سبحان الله! کامل ترین مؤمن از نظر ایمان کسی است که خوش اخلاق ترین باشد و بهترین مسلمان کسی است که از همه خوش اخلاق تر باشد. سنگین ترین چیزی که در قیامت در ترازو گذاشته می شود! رسول الله صلّی الله علیه وسلّم می فرماید: «مَا مِن شَیءٍ أثقَل فی مِیزَان… بیشتر »
 1 نظر

شرح فراق

21 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
چه آرام و سبک بال پرگشودی، ای مرغ زخم خورده آشیانه عشق. داغ فراق تو را چگونه در تصور آوریم که بی تو، زندگی کردن و زنده ماندن مایه شرمساری است. ای حجت الهی و ای امام مهربانی ها، هجران تو، غروب همه خوبی هاست و پروازت، آغاز صحیفه درد و رنج در دل شیعیان. ای… بیشتر »
 نظر دهید »

الان می توانیدبرای دلتان دربسازید.در آهنی...

14 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
آیت الله مجتهدی تهرانی نقل در یکی از جلسات خود نقل کردند: «نجاری به محضر آیت الله اراکی رفت و از ایشان خواست موعظه ای کنند. آیت الله اراکی پرسیدند شغل تو چیست؟ مرد گفت نجارم. در و پنجره می‌سازم. آیت الله اراکی گفتند این همه در و پنجره ساختی برای دلت هم… بیشتر »
 نظر دهید »

یا من سبقت رحمته غضبه

14 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
تا وقتی سکوت کرده بودی ، ملکی آمده بود و از تو حمایت می کرد و جواب می داد اما وقتی تو خشم گرفتی و به پاسخ پرداختی آن ملک رفت و شیطان آمد. رنگ چهره تغییر می کند . اعضای بدن به لرزش می افتد ، سخنان و حرکات تغییر میکند . شخص با دشواری حرف می زند ، سخنان… بیشتر »
 نظر دهید »

میان بُری برای سلوک

14 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
  نمره ی قبولی در امتحان حقوق والدین ، 19 است نه نمره ی 10 به بالا . نمره ی 20 هم به کسی نمی دهند تا فکر نکند حق ایشان را ادا کرده است . یکی بود یکی نبود . در روزگاران قدیم ، درخت سیب تنومندی بود ، با پسر بچه ی کوچکی . این پسر بچه خیلی دوست داشت با… بیشتر »
 نظر دهید »

توصیه های ناب اخلاقی از شیخ العرفا ملاحسینقلی همدانی

14 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
هنوز جوارحت را از معاصي پاك نكرده اي...! اشاره: استاد عارفان قرن معاصر، ملاحسينقلي فرزند رمضان در جزيني همداني، به سال 1239 متولد شد. حسينعلي، در كوچكي به همراه پدر شباني مي كرد. با پافشاري پدر، براي فراگيري دانش دين، به تهران هجرت كرد. درسهاي سطح را… بیشتر »
 نظر دهید »

غم عیال و نجات از آتش

11 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
روزى اميرالمؤمنين علىّ علیه السلام از منزل خارج شد؛ و در بين راه به سلمان فارسى برخورد نمود، به او خطاب نمود و اظهار داشت : اى سلمان! در چه وضعيّتى به سر مى برى ؟ سلمان فارسى در جواب چنين پاسخ داد: در غم چهار موضوع به سر مى برم ؛ حضرت فرمود: آن چهار… بیشتر »
 1 نظر

استغفار فقط برای توبه نیست

11 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
هرجا کم آوردی،حوصله نداشتی،گرفته بودی،پول نداشتی،کار نداشتی،باطریت تموم شد،تسبیح رو بردار صدبار بگو،استغفرالله ربی و اتوب علیه، استغفار آثار فوق العاده زیادی داره و فقط برای آمرزش گناه و توبه نیست. "آیت الله مجتهدی تهرانی"   بیشتر »
 1 نظر

نام حضرت زهرا(س) در رابازکرد

11 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی می فرمودند: شبی از شبهای ماه رمضان ، مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری به افطار ، مهمان کسی از دوستان بود . پس از مراجعت به مدرسه ، متوجه می شود که کلید خود را با خود نیاورده است . نزدیک بودن طلوع فجر و کمی وقت و بسته بودن درب اتاق… بیشتر »
 نظر دهید »

یا بقیة الله...

11 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
بقیه الله! خورشید جمعه ای دیگر دارد به غروب ماتم می نشیند و انگار ، داغ هجران تو همچنان بر دل ما می ماند. یا بقیه الله! چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی. یا بقیه الله! شاید خدایت نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده… بیشتر »
 نظر دهید »

کاش می شد...

11 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت و میان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ی ما شاهد ابروی زیبای تو می شد کاش می شد دیده ی  نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد و هوا… بیشتر »
 نظر دهید »

بیا آقا دلم تنگ است...

09 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
    بیا آقا بیا آقا، دلم تنگ است. بدون تو هر آوایی که می آید بد آهنگ است. بیا آقا که در چشمم، بدون پرتو رویت، زمین بی روح و طرح آسمان خاکستری رنگ است. بدون تو زمین ، آقا پر از تزویر و نیرنگ است. پر از ظلم و پر از جور و سراسر تخت و اورنگ است. اگر چه این… بیشتر »
 نظر دهید »

چند حکایت جالب و خواندنی

09 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
روزی بهلول در قبرستان کنار قبری نشسته بود. شخصی از او پرسید: اینجا چه میکنی؟ گفت: درمیان جمعی نشسته ام که همسایگان خود را اذیت نمیکنند و از این و آن نیز غیبت و بدگوئی نمی کنند... ________________________________________ روزی جوانی از پیری نصیحت خواست.… بیشتر »
 1 نظر

رابطه رنج و لذت

09 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت ازكنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه… بیشتر »
 نظر دهید »

معلم من

09 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
به اسکندر گفتند:چرا معلمت را بیش از پدرت تعظیم می کنی ؟ گفت:چون پدر مرا از عالم ملکوت به زمین آورد ،ولی معلمم مرا از زمین به آسمانها می رساند. بیشتر »
 نظر دهید »

گذشته را فراموش کنید

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
کسی برای جمعی سخن میراند، لطیفه ای تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که… بیشتر »
 نظر دهید »

لعنت بر شیطان

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند… بیشتر »
 نظر دهید »

اگر...

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛ تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم اگر غرور نبود؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛ و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمیکردیم اگر… بیشتر »
 نظر دهید »

جملات کوتاه و آموزنده

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
1.دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود. 2.دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد. 3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد. 4. غرور از عبد شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد. 5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است. 6. حقيقت رنگ كردن مردم… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی هر چه که هست...

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
زندگی ، ارزش آنرا دارد که به آن فکر کنی ! زندگی ، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل ، که بنوشی اش چو شهد ! زندگی ، بغض فروخورده نیست ! زندگی ، داغ جگر گـــوشه نیست ! زندگی ، لحظه دیدار گلی خفته در گهواره است ! زندگی ، شوق تبسم به لب خشکیده است !… بیشتر »
 نظر دهید »

شاید

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
  کسی را تحقیر مکن، شاید محبوب خدا باشد؛ دلی را نشکن، شاید خانه خدا باشد؛ از کمکی دریغ مکن، شاید کلید بهشت باشد؛ سر نماز اول وقت حاضر شو، شاید آخرین دیدارت با خدا در زمین باشد.   بیشتر »
 نظر دهید »

این گونه نگاه کنید...

08 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
مرد را به عقلش نه به ثروتش. زن را به وفايش نه به جمالش. دوست را به محبتش نه به کلامش. عاشق را به صبرش نه به ادعايش. مال را به برکتش نه به مقدارش. خانه را به آرامشش نه به اندازه اش. اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش. غذا را به کيفيتش نه به کميتش.… بیشتر »
 نظر دهید »

خدایا روم نمیشه بهت بگم دوباره منو ببخش

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
یه جوونی تو بنی اسرائیل بیست سال اهل طاعت و بندگی بود، شیطون دلشو برگردوند. بهش گفت چه خبرته؟ جوونه بیست سال معصیت کرد بعد از اون وسوسه اومد جلو آینه خودشو نگاه کرد دید موی سرو صورتش کم کم داره سفید میشه. گفت خدایا بیست سال طاعت کردم، بیست سال هم… بیشتر »
 نظر دهید »

جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی .… بیشتر »
 نظر دهید »

مرد جوان و کشاورز

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
  مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی… بیشتر »
 نظر دهید »

مشکلات مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند وما همواره دوانتخاب داریم:

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود: کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه… بیشتر »
 نظر دهید »

"صبحانه سالم" و مقوی چی بخوریم؟

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
"صبحانه سالم" و مغذی که میگن یعنی چه مواد غذایی؟در تمام توصیه های سلامت بدن گزینه "اهمیت خوردن صبحانه" دیده می شود،حالا سوال این است که پیشنهاد عالی برای صبحانه کودکان و بزرگسالان چیست. مواد غذایی برای صبحانه سالم و مقوی صبحانه سالم و مغذی که میگن… بیشتر »
 نظر دهید »

خطرات جدی مصرف پیتزا برای سلامت بدن

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
خوردن پیتزا بسیار دلچسب و لذیذ می باشد ولی باید از خطرات مواد تشکیل دهنده پیتزا برای قسمت های مختلف بدن را نیز آشنا شوید و از آن اطلاع یابید. خطرات پیتزا پیتزا غذای خوشمزه است اما بعضی ها فقط باید نگاهش کنند؛ چون برایشان از سم هم خطرناک تر است! 1 -… بیشتر »
 نظر دهید »

به میدان رسیدم، اما شیطان نبود...

07 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی… بیشتر »
 نظر دهید »

به ضریحت که چشم می دوزم...

04 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
یا ضامن آهو، به ضریحت که چشم مى ‏دوزم، رازى میان زمزمه‏ هاى من با تو از نگاهم جارى است، راز نهانى ‏ام را بخوان که هلال طلایى گنبدت، ماه شب‏هاى تار دل‏شکستگان است. بیشتر »
 نظر دهید »

میلاد فرخنده امام رضا (ع) بر عموم مسلمین مبارک باد.

04 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
درختان صف به صف، شکوه جاودانه آمدنت را به تماشا ایستاده اند و آبشارها، قد کشیده اند زلالی و سرفرازی نگاهت را. جاده ها، شوق رسیدنت را، سراسیمه دویده اند. بوی تو وزیدن گرفت و تمام گردنه ها به سمت مدینه چرخیدند. تمام دشت ها پیراهن گل به تن کردند. یا غریب… بیشتر »
 3 نظر

امام رضا گفت به خواهرم چیزی نگو...

03 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
تصویر اقدام قشنگ و پر رمز و راز خدام با محبت امام رضا علیه السلام در سر زدن به بیماران و تبرک کردن سر و دیده و صورت آنها با با پرچم گنبد سلطنتی امام رئوف دیدنی است. یاد خاطره ای لطیف برای دهه کرامت و این روزهای میکده رضوی افتادم: خادم این روضه رضوان می… بیشتر »
 نظر دهید »

یا ضامن آهو مددی

03 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را کاش روزی می نشستی پیش من می کشیدی دست خود را بر سرم شاد می کردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چونکه روزی مادر م می گفت تو دوست با… بیشتر »
 نظر دهید »

میخواهم با خون گلویم بنویسم یا زهرا(س)

03 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
شهید برونسی : «میخواهم با خون گلویم بنویسم یا زهرا (س)»آقای تونی می گوید: شهید برونسی روز قبل از عملیات بدر روحیه عجیبی داشت. مدام اشک می ریخت، علت را که پرسیدم آقای برونسی گفت: دارم از بچه ها خداحافظی می کنم چرا که خوابی دیده ام. سپس افزود: به صورت… بیشتر »
 نظر دهید »

باید برای صاحبمان خدا اینگونه باشیم...

01 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
روزی شخصی در کوچه ای می گذشت ناگهان غلامی را دید از اینکه چشم بر زمین دوخته خوشحال شد و قصد خریدنش را کرد از او پرسید می توانم تو را به غلامی برگزینم گفت: آری گفت: نامت چیست؟ گفت: هرچه تو بگویی گفت: از کجا آمده ای؟ گفت: هر کجا که تو بخواهی گفت: چه کار… بیشتر »
 نظر دهید »

عشق و ثروت

01 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.» آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از… بیشتر »
 نظر دهید »

خدایا کمک کن تا شکلی که تو میخواهی، به خود بگیرم...

01 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
آهنگری بود که پس از گذران جوانی پر شر و شور،تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد، حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد! روزی دوستی به دیدنش آمده بود پس از اطلاع از وضعیت دشوارش به او… بیشتر »
 نظر دهید »

نتیجه اعتماد به خدا...

01 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
  شهسواری به دوستش گفت : بیا به كوهی كه خدا آن جا زندگی می‌كند برویم. می‌خواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد ، و هیچ كاری برای خلاص كردن ما از زیر بارمشقات نمی‌كند. دیگری گفت : موافقم . اما من برای ثابت كردن ایمانم می آیم . وقتی به قله… بیشتر »
 نظر دهید »

برادران مهربان

01 شهریور 1394 توسط اعتمادیان
  دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت: درست نیست که ما همه… بیشتر »
 نظر دهید »
شهریور 1394
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

مدرسه علمیه فاطمه الزهراء(س) تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • عمومی
    • فرهنگی
      • نکات آموزنده
    • آموزش
  • پای درس بزرگان
  • در محضر یار
  • دلنوشته
  • حکیمانه
  • پژوهشی
  • پایان نامه
  • مهدیا...
  • وصیت نامه شهدا
  • سبک زندگی
  • خواص و ثواب سوره های قرآن
  • سیاسی
  • خاطرات

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
وصیت شهدا
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس